الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
345
إحياء علوم الدين ( فارسى )
كلمات آموخت در تسبيح و گفت كه ايشان بدان بيش از آن يابند كه توانگران يافتهاند . پس توانگران آن كلمات بياموختند و مىگفتند ، پس درويشان به پيغامبر بازگشتند ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء . « 26 » و ابن عطا نيز استشهاد آورده است ، چون وى را از آن پرسيدند گفته كه غنى فاضلتر است ، بدان كه صفت حق است . اما در دليل اوّل نظر است ، زيرا كه خبر را مفصل روايت كردهاند به تفصيلى كه بر خلاف آن دلالت كند . و آن چنان است كه ثواب درويش در تسبيح زيادت از ثواب توانگر باشد ، و يافتن ايشان آن ثواب را فضل خداى است كه آن كس را دهد كه خواهد . چون زيد بن أسلم از انس بن مالك روايت كرد كه درويشان رسولى فرستادند به خدمت پيغامبر - عليه السلام - پس او گفت كه من رسول درويشانم به تو . پيغامبر - عليه السلام - گفت : مرحبا بك و به من جئت من عندهم ، جئت من عند قوم احبّهم . اى ، فراخى باد تو را و كسانى را كه از نزديك ايشان آمدهاى ، از نزديك قومى آمدهاى كه من ايشان را دوست دارم . گفت درويشان گفتند : يا رسول اللّه ، كه توانگران بهشت بردند : حج مىكنند و ما نمىتوانيم ، و عمره مىكنند و ما نمىتوانيم ، و چون بيمار شوند فضل مالهاى خود بفرستند تا براى ايشان ذخيره باشد . پس پيغامبر - عليه السلام - گفت : بلّغ عنّى الفقراء انّ لمن صبر و احتسب منكم ثلاث خصال ليست للاغنياء : امّا خصلة واحدة فإنّ في الجنّة غرفا ينظر إليها اهل الجنّة كما ينظر اهل الارض إلى نجوم السّماء لا يدخلها الاّ نبىّ فقير او شهيد فقير او مؤمن فقير ، و الثّانية يدخل الفقراء الجنّة قبل الاغنياء به نصف يوم و هو خمس مائة عام ، و الثّالثة إذا قال الغنىّ سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر و قال الفقير مثل ذلك لم يلحق الغنىّ الفقير ، و ان أنفق مثلها عشرة آلاف درهم و كذلك اعمال البرّ كلّها ، اى ، درويشان را از من برسان كه هر كه از شما صبر كند و اميد دارد او را سه خصلت باشد كه توانگر را نبود : اما يك خصلت آن كه در بهشت غرفههاست كه اهل بهشت در آن همچنان نگرند كه اهل زمين در ستارگان آسمان ، در آن نرود مگر پيغامبرى درويش يا شهيدى درويش يا مؤمنى درويش ، و دوم آن كه درويشان پيش از توانگران به نيم روز ، و آن پانصد سال باشد ، در بهشت در روند ، و سوم آن كه چون توانگر سبحان اللّه گويد و درويش هم گويد ، توانگر به درويش نرسد [ 260 ] اگرچه دههزار درم در آن نفقة كند ، و همچنين همهء كارهاى نيك . پس رسول درويشان بديشان بازگشت ، و گفتند : راضى شديم ، راضى شديم . و اين دليل است بر آن كه آن چه پيغامبر - عليه السلام - گفت : ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء ، « 27 » بدان زيادت ثواب درويشان خواست بر ذكر . و اما آن چه گفتى « غنى صفت حق » است ، بعضى از مشايخ وى را جواب گفتند كه پندارى كه حق به اسباب و اعراض توانگر است ؟ و او منقطع شد و سخن نگفت . و ديگران جواب بر اين جمله گفتند كه تكبر از صفات حق است ، پس بر اين قضيت بايد كه كبر فاضلتر از تواضع باشد .
--> ( 26 ) مائده 5 - 54 . ( 27 ) مائده 5 - 54 .